خانه » فرهنگی هنری » کتاب و ادبیات » اشعار جعلی در دنیای ادبیات؛ به بهانه اشتباه گلزار در مسابقه «برنده باش»

درباره نویسنده

پست مهمان

پست مهمان هفتستان، هم جاییست برای انتشار مطالب افرادی که عضو ثابت تیم ما نیستند و هم محلی برای انتشار محتوایی که دیگر رسانه‌ها (اینترنتی و چاپی) تولید کرده‌اند و کیفیت لازم را برای بازنشر دارند.
ما اگرچه ترجیحمان انتشار محتوای دست‌اول است اما فکر می‌کنیم گاه بازنشر یک مطلب خوب هم می‌تواند ارزشی برابر داشته باشد.
در انتشار مطالب وبسایت‌ها و نشریات چاپی ما هیچ‌وقت از ذکر منبع غافل نمی‌شویم و این کمترین کاری است که باید انجام دهیم.

دسته بندی مطالب

هفتستان در فضای مجازی

عکس روز

جاسازی مواد مخدر در کف دمپایی زنانه
جاسازی مواد مخدر در کف دمپایی زنانه

ویدئو

تبلیغات

فرهنگی هنری کتاب و ادبیات

اشعار جعلی در دنیای ادبیات؛ به بهانه اشتباه گلزار در مسابقه «برنده باش»

اشعار جعلی در دنیای ادبیات؛ به بهانه اشتباه گلزار در مسابقه «برنده باش»

شعر وصله چسبیده به زندگی ایرانی هاست. به واسطه همین پیوند است که ایرانی ها عادت دارند در موقعیت ها و مناسبت های مختلف، به سراغ شعر بروند وبیشتر از آن که حواس شان به شاعر باشد، به قد و بالای شعر اوست. انتساب شعر و جمله های شبه فلسفی به بزرگان ادبی در ایران پدیده جدیدی نیست اما ورود آن به مسابقه تلویزیونی «برنده باش» که با دغدغه افزایش سطح اطلاعات عمومی شکل گرفته، عجیب است. اشتباه محمدرضا گلزار مجری این برنامه در انتساب شعر «کیوان شاهبداغی» به سهراب سپهری عزیز، ما را بر آن داشت که اشعاری را که متعلق به شاعران ادعایی شان نیستند، جمع آوری کنیم، البته این قطره ای است از اقیانوس جعلیاتی که در فضای مجازی موجود است.

مولانا، صدرنشین لیگ اشعار جعل شده

گسترش فضای مجازی در سال های گذشته باعث فراگیرتر شدن انتشار اشعار با نام های جعلی شد. به همین منظور کمپین «مبارزه با نشر جعلیات در فضای مجازی» به راه افتاد و تا امروز، سه سال از عمر این کمپین می گذرد. طبق آمار، این کمپین در دو سال اول فعالیت خود ۵۲۰ شعر جعلی را شناسایی کرده که بیشترین جعل شعر با صد اثر، متوجه مولانا بوده است. شاملو، حسین پناهی و سهراب سپهری به ترتیب رکورددار بیشترین تعداد آثار جعلی بعد از مولانا، در فضای مجازی هستند.

اشتباه گلزار و شعرهایی که از سهراب نیست

محبوبیت سهراب سپهری در میان شاعران معاصر و مردم انکارنشدنی است. او به واسطه هنر نقاشی اش در بیشتر اشعار خود نیز مشغول تصویرگری است و می توان گفت این بارزترین ویژگی شعرهای اوست. کیوان شاهبداغی، شاعری است که به سبب نزدیکی ظاهری ادبیاتش به تصویرسازی های سهراب، اشعارش به اشتباه در ذهن مردم و فضای مجازی به نام سهراب منتشر می شود و اطلاعات زیادی از او در دست نیست، اگرچه می توان میل به طبیعت گرایی را در اشعار هر دو دید و همین را دلیل این شباهت شعری دانست.

اشتباه گلزار و شعرهایی که از سهراب نیست

شعر «لحظه ها عریانند / به تن لحظه خود جامه اندوه مپوشان هرگز» را که در مسابقه برنده باش به نقل از سهراب خوانده شد، می توان اقتباسی از شعر «پاراه» از منظومه «شرق اندوه» اثر سهراب با مطلع «نه تو می پایی، و نه کوه. میوه این باغ: اندوه، اندوه» دانست. شعر «زندگی» او نیز سال گذشته به اشتباه در کتاب «فارسی ۲» پایه یازدهم به نام سهراب منتشر و بعدها با توجه به واکنش های مردمی اصلاح شد.

اشتباه عجیب تر را می توان در فیلم سینمایی «یه حبه قند» رضا میرکریمی دید. آن جا که در پیش نمایش فیلم، شاعر «زندگی جیره مختصری است / مثل یک فنجان چای / و کنارش عشق است مثل یک حبه قند» را سهراب سپهری معرفی می کند که این شعر هم اثر شاهبداغی است. «من به آمار زمین مشکوکم» و «زندگی درک همین اکنون است / شاید این خنده که امروز دریغش کردی / آخرین فرصت همراهی با امید است» هم نمونه آثار دیگری از این شاعر است که به اشتباه آن ها را شعرهای سهراب می دانند.

وقتی جای «حسین پناهی» و «اکبر اکسیر» عوض می شود

حسین پناهی شاعر دیگری است که نامش پای اشعار جعلی زیادی دیده می شود. تشخیص اشعار ساده انگارانه و انتسابش به پناهی آسان است مانند «پنجره را باز کن / و از این هوای مطبوع بارانی لذت ببر / خوشبختانه باران ارث پدری هیچ کس نیست». در میان نام آشناها اکبر اکسیر هم از گزند این اشتباه نویسی ها در امان نبوده و اشعار او به سبب شباهت نگاه اجتماعی و سبک شعری اش، گاه به نام حسین پناهی ثبت شده است.

شعر «موریانه ها به آخر شاهنامه رسیدند / رخش، گاری کشی می کند/ …» و «از آجیل سفره عید چند پسته لال مانده» از اکبر اکسیر است که دو دهه از عمر خود را صرف سرودن شعر «فرانو» کرده که کوتاهی، طنز، زبان محاوره و پیام چندوجهی از ضروریات آن است.

قیصر امین پور، فریدون مشیری، شاملو و دیگران

شعر «گاهی گمان نمی کنی ولی خوب می شود / گاهی نمی شود که نمی شود که نمی شود»، یکی از شعرهایی است که در اینترنت و از آن غم انگیز تر در کتاب کمک درسی گاج به نام «قیصر امین پور» سند خورده است. آشنایی مختصری با سبک قیصر امین پور و تأمل بر ایرادات شعر نمونه، کافی است تا جعلی بودن آن را تشخیص دهید و بدانید که این اثر، شاعر دیگری دارد همانند شعر « دیرگاهی است که افتاده ام از خویش به دور / شاید این عید به دیدار خودم هم بروم». فریدون مشیری و احمد شاملو دیگر شاعرانی هستند که از این اشعار جعلی بی نصیب نیستند و این اشتباهات حتی متوجه شاعران بزرگ کنونی ما مانند هوشنگ ابتهاج و محمدرضا شفیعی کدکنی هم می شود. به نظر می آید وضع قانون کپی رایت و حواس جمعی مردم در انتشار نام صاحب اشعار تنها دست آویزهایی است که می توان به واسطه آن، شاعر را پناه داد.

[اکرم انتصاری / خراسان]